نقش قدرت‌های سیاسی در گسترش اختلافات مذهبی

نویسنده

چکیده

تردیدی نیست که مفهوم «مذهب 2» از مفاهیمی است که در شمار «نگران یهای امنیتی » دولت های سکولار قرار دارد. در دول تها و حکوم تهای غیرسکولار نیز، «مذهب » حاوی بیم و امید است. وجود چنین ظرفیتی در «مذهب » موجب می گردد که از آن به مثابه کیی از موضوعات اساسی‌ای نام برد که قدرت های سیاسی برای اعمال فشار به واحد های سیاسی رقیب، از آن بهر ه می گیرند.
یکی از کار ویژه‌های دولت و حکومت )با تلقی مفهوم امروزی آن(، شناخت، تحلیل و بررسی نیروهای گریز از مرکز برای حفظ و تداوم امنیت ملی است و بدون شک، در ادبیات سیاسی و امنیتی دول تهای سکولار، از حامیان متعصب مذاهب به عنوان نیروهای واگرا و گریز از مرکز، یادمی شود. همگرایی یا واگرایی حامیان مذاهب ب هویژه مذاهبی که دارای پیروان فراوانی هستند، می تواند نقش تع یینکننده ای در تفرقه یا اتحاد ملی ایفا کند و به همین اندازه نیز می تواند ابزار تضعیف یا تقویت قدر تهای سیاسی باشد. بدین سان قدرت های سیاسی- اعم از «حکوم تهای مرکزی « ،» احزاب سیاسی « ،» قدرت های منطقه ای و همجوار » و «قدرت های استعماری »- هر کی با اهداف مختلف، نقش تعیین کننده ای در ایجاد شکاف بین پیروان مذاهب خواهند داشت.

کلیدواژه‌ها