<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات فقه تربیتی</title>
    <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات فقه تربیتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>دلالت های انسان شناسی تربیتی قرآنی بر اصول تربیت اعتقادی</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11731.html</link>
      <description>نظام‌های موجود در اسلام، از جمله نظام تربیتی آن، دارای انسجام درونی است. به اقتضای حکمت شارعی که خود خالق است، امکان ندارد توصیه‌ها، اصول و روش‌های موجود در نظام تربیتی اسلام، با اهداف، مبانی انسان‌شناسی و هستی‌شناسی تناسب نداشته باشد. از آن‌جا که به اعتقاد بسیاری از فقیهان، احکام دارای مصالح واقعی هستند و از آن‌جا که صلاح و فساد در هر توصیه‌ای به گونۀ جدی، به نوع ساختار وجود انسان وابسته است؛ این پرسش مطرح می‌شود که مبانی انسان‌شناسی قرآنی در احکام، اصول و روش‌های تربیتی چه تأثیری می‌گذارند؟ به عبارت دیگر، چه دلالت‌هایی نسبت به آن‌ها دارند؟ پژوهش حاضر، از میان ابعاد پرسش یاد شده، به دلالت‌های انسان‌شناسی تربیتی قرآنی بر اصول تربیت، در ساحت اعتقادی پرداخته است. هدف از این پژوهش، دو چیز است: الف. برداشتن گام کوچکی در راستای رسیدن به تصویری منسجم از نظام تربیتی اسلام؛ ب. تامل در مسیر و زاویه‌ای مهم، ولی مغفول در روش‌های استنباط احکام تربیتی، یعنی مسیر دلالت‌یابی از مبانی انسان‌شناسی در احکام و به گونۀ ویژه در اصول تربیت اعتقادی. روش این پژوهش، دلالت‌یابی، برداشت و استظهار عرفی از مبانی قرآنی انسان‌شناسی در خصوص اصول تربیت اعتقادی است. حاصل پژوهش معرفی دوازده اصل در تربیت اعتقادی است؛ شامل چهار اصل سلبی و هشت اصل ایجابی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ضوابط رعایت مصلحت در سرپرستی و تربیت کودک</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_10251.html</link>
      <description>رعایت مصلحت در ابعاد فقهی، حقوقی و تربیتی کودک، اصل مسلمی تلقی می‌شود؛ بر&amp;amp;nbsp;این&amp;amp;nbsp; اساس، با وجود ابهام موجود در مفهوم مصلحت، مراعات آن نیازمند تشریح ضوابطی است تا مانع از ادعای هر کسی در رعایت آن گردد. علی‌رغم بیان ضوابط متفاوت، متأسفانه به جهت عدم لحاظ کارکردهای متفاوت رعایت مصلحت کودک، در هم‌آمیختگی و فقدان جامعیت در ضوابط عنوان شده صورت‌گرفته است؛ مقاله حاضر به هدف ترمیم، این مساله را به روش توصیفی- تحلیلی از منابع کتابخانه‌ای بررسی کرده است. از&amp;amp;nbsp;آن‌جا&amp;amp;nbsp;که رعایت مصلحت کودک توسط ولیّ و سرپرستان او مربوط به ساحت اجرا است، برای مصلحت دو کارکرد متفاوت تحت عنوان &amp;amp;laquo;اجرای مصلحت به مثابه قید متعلق حکم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مصلحت اجرا به مثابه رافع تزاحمات&amp;amp;raquo; تصور می‌شود. در اجرای مصلحت، به ضوابط پایه به عنوان اصول و ضوابط موضوعی به عنوان سنجه‌های لازم در خصوص موضوع کودک اشاره شده که به دودسته &amp;amp;laquo;ضوابط نفس مصالح کودک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ضوابط عوامل مؤثر در مصالح کودک&amp;amp;raquo; تقسیم می‌شود. در برابر در مصلحت اجرا، &amp;amp;laquo;قاعده اهم و مهم&amp;amp;raquo; اصلی‌ترین ضابطه برای رفع تزاحمات قلم‌داد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قلمروی پرورش هویت ملی در جامعه دینی در میزان فقه</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_10566.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;هویت ملی&amp;amp;raquo;، واژۀ ترکیبی و سازۀ مفهومی است که حاصل اجتماع عناصر مختلف، نشان‌گر هویت جامعه در سطح ملی یعنی تمام کشور است. هویت ملی یک‌پارچه در جانب مثبت، سبب ایجاد حس اعتماد و عزت نفس فردی و اجتماعی و نیز وحدت و انسجام ملی قوی می‌شود. در مقابل، تضعیف هویت ملی، موجب ایجاد تفرقه و گسست در جامعه می‌شود.هویت انواع گوناگونی دارد مانند هویت دینی، ملی، قومی و نژادی و ...؛ هر کدام بر اساس تعریف خاصش قلم‌رو ویژۀ خود را دارد که می‌تواند بین آن‌ها تزاحم و تعارض رخ دهد؛ اکنون پرسش این است که از منظر فقهی حکم پرورش هویت ملی شهروندان کشور چیست و هنگام تعارض و تزاحم میان پرورش هویت&amp;amp;nbsp;ملی یا دینی شهروندان، اولویت با کدام است؟ این پژوهش با مراجعه به ادله فقهی مستند از جمله آیات و روایات تلاش می‌کند دیدگاه اسلام را در این زمینه بیان نماید. ادله مورد استناد در این پژوهش یادکرد قرآن از اقوام و ملل، آیه نفی قتال در ماه حرام، روایات حب الوطن من الإیمان و نیز ادله معارض لزوم هجرت است. یافته‌های پژوهش حاکی است که هویت&amp;amp;nbsp;ملی شهروندان ذیل شاکله مرکب هویت دینی است و پرورش آن در راستای اهداف دینی می‌تواند به عنوان امری راجح مد نظر قرار گیرد. دایرۀ رجحان آن در دایره هم‌سویی با اصول کلی دینی از جمله منع بدعت‌گذاری، وهن و هتک دین و لزوم اقامه مناسک دینی است. بنابراین، در چارچوب احکام اولیه، اولویت و ملاک با ضابطه دین است. بنابه اقتضای مصالح و مفاسد اجتماعی در احکام ثانویه و نیز احکام ولایی حکومتی گاهی ممکن است حکم به لزوم توجه به هویت و مناسک ملی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر عدم مسئولیت پدر و مادر در آموزش مستحبات عبادی به کودکان</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11860.html</link>
      <description>هرچند در میان فقیهان مذاهب اسلامی، در ضرورت آموزش واجبات عبادی به کودکان- با رعایت اصل تدریج، تمرین و تشویق- اختلافی وجود ندارد، اما آموزش عبادات مستحب هم‌واره محل بحث و چالش‌ بوده است. بسیاری از فقیهان، آموزش مستحبات را از دایرۀ تکلیف خارج دانسته و آن را خارج از مسئولیت تربیتی پدر و مادر تلقی می‌کنند؛ و به استناد دلایل و شواهدی، عبادات مستحب را ویژۀ بالغان، بلکه برخی از اساس عبادات کودکان را فاقد شرایط صحت می‌دانند. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی فقهی، به تحلیل دیدگاه‌های مخالفان و نقد مستند آن‌ها می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که دیدگاه مانعین، با تفسیر محدود از مفهوم تکلیف موجب تصور عدم مسئولیت والدین برای آموزش مستحبات شده است؛ در حالی که براساس عمومات و اطلاقات قرآنی و روایی، هیچ مانعی در برابر مسئولیت والدین نسبت به آموزش عبادات مستحب وجود ندارد، بلکه شواهدی در سنت و سیره، گویای این مسئولیت است. افزون بر این، نباید این مسئولیت تربیتی الزامی والدین، مستلزم وجوب فقهی مستحبات یا کسب ثواب مستقیم نسبت به کودکان، تلقی شود؛ بلکه این مستحبات به عنوان تمرینی تربیتی، در پرورش معنویت، ایمان و خودکنترلی کودک نقش دارد و موجب آمادگی روانی و رفتاری وی برای پذیرش تکالیف شرعی واجب و مستحب در دوران بلوغ می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فقهی جواز جایگزینی ترک تدریجی رذایل اخلاقی به ‌جای ترک دفعی</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11859.html</link>
      <description>زمینه: برخی ترجیح می‌دهند هنگام ترک یک رذیله یا رفتار حرام به جای ترک یک‌باره از ترک تدریجی استفاده کنند. حال مساله این است که از لحاظ فقهی در چه صورت می‌توان ترک تدریجی را جایگزین ترک دفعی کرد.هدف از پژوهش حاضر بررسی فقهی جواز ترک تدریجی رذایل اخلاقی است. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مراجعه به قواعد لاحرج، لاضرر، اضطرار و مساله مقدمه واجب تلاش شده است جواز این موضوع بررسی شود. با توجه به یافته‌ها و نتایج به نظر می‌رسد در موارد بسیار نادری می‌توان قایل به جواز ترک تدریجی شد. این موارد در صورتی است که 1- ترک دفعی وضعیت غیر&amp;amp;nbsp;قابل تحمل ایجاد کند، 2- جواز کاهش تدریجی حرام با ملاک مهم‌تر تزاحم پیدا نکند، 3- برای رهایی از این وضعیت راهی جز ارتکاب مقداری حرام نباشد و 4- ترک تدریجی باعث خسارت به دیگران نشود. در ضمن اگر در مواردی قرار شد مشاوران اخلاقی یا روان‌شناسی توصیه به ترک تدریجی رذیله کنند بهتر است به جای توصیه بر &amp;amp;laquo;کاهش تدریجی رذیله&amp;amp;raquo; بر &amp;amp;laquo;افزایش میزان ترک&amp;amp;raquo; تاکید کنند؛ توصیه به ترک رفتار ناپسند با روح آموزه‌های دینی سازگارتر است تا توصیه به انجام آن. &amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فقهی به کارگیری روش تشویق جهت افزایش دین‌داری دانش‌آموزان (با تأکید بر جذابیت‌های پولی)</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11725.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تبیین حکم فقهی استفاده از مشوق‌های مالی به عنوان ابزاری برای ارتقای دین‌داری در میان دانش‌آموزان است. با توجه به کاربرد روزافزون این روش و جذابیت ذاتی آن برای نسل نوجوان، واکاوی موضع شریعت اسلامی و تعیین حدود و ثغور آن امری ضروری می‌نماید. این پژوهش با اتخاذ &amp;amp;laquo;روش اجتهادی&amp;amp;raquo; و با بررسی نظام‌مند ادلۀ درون‌دینی&amp;amp;nbsp;(آیات و روایات) در پی پاسخ به پرسش اصلی است که &amp;amp;laquo;آیا ایجاد انگیزه از راه اعطای پول برای افزایش دین‌داری جایز است؟&amp;amp;raquo;. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که استفاده از مشوق‌های مالی، با شرط‌های خاص، &amp;amp;laquo;جواز شرعی&amp;amp;raquo; دارد. ادلۀ مهم‌ ثابت‌کنندۀ این حکم، شامل ادلۀ ‌&amp;amp;laquo;مؤلفة قلوبهم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سیره معصومان( در جذب مخالفان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;روایات ناظر بر ترغیب به عبادات با انگیزه‌های مالی&amp;amp;raquo; می‌شود که همگی بر استفاده ابزاری از مال، برای جذب، تثبیت و تحکیم باورهای دینی دلالت دارند. در مقابل، بررسی &amp;amp;laquo;ادلۀ مانع&amp;amp;raquo; نشان می‌دهد که دلالت این دسته از نصوص، نه بر نفی مطلق، بلکه بر &amp;amp;laquo;تعیین مرز و ضوابط&amp;amp;raquo; برای جلوگیری از آفات روش یادشده است. این چارچوب‌های تحدیدکننده ذیل سه محور اصلی قابل دسته‌بندی هستند:۱.&amp;amp;nbsp;پرهیز از تکرار بی‌رویه جهت پیش‌گیری از &amp;amp;laquo;عادت‌سازی غلط&amp;amp;raquo;؛۲.&amp;amp;nbsp;اولویت‌دادن به مشوق‌هایی با مصارف ارزشمدارانه؛۳.&amp;amp;nbsp;لزوم &amp;amp;laquo;شفافیت&amp;amp;raquo; و تبیین فلسفۀ اقدام برای متربی.در نتیجه، می‌توان حکم به &amp;amp;laquo;جواز مشروط&amp;amp;raquo; این روش تربیتی داد؛ به شرط آن‌که با انگیزه‌سازی معنوی همراه بوده، به رویه‌ای دایمی تبدیل نشود، منجر به عادت‌سازی غلط نگردد، بستر مناسب برای مصرف صحیح آن فراهم آید و با&amp;amp;nbsp;شفافیت کامل و بدون ایجاد احساس فریب در متربی به اجرا درآید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وظیفه‌مندی نهاد حکومت در قبال تربیت عقلانی از منظر فقه اسلامی</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11726.html</link>
      <description>ساحت عقلانی و رشد همه‌جانبه استعدادها و توانایی‌های عقلی انسان، حائز اهمیت است. نگاه سطحی و غیر&amp;amp;nbsp;مسؤلانه نهادهای تربیتی به این موضوع یک چالش‌ اساسی اکثر نظام‌های آموزشی است. بنابراین، بررسی وظایف نهادهای تربیتی نسبت به ساحت مزبور ضرورت می‌یابد. پژوهش حاضر وظیفه‌مندی نهاد حکومت را در قبال تربیت عقلانی از دیدگاه فقهی واکاوی می‌کند. پرسش مهم این است که، تکلیف شرعی نهاد مزبور در قبال تربیت عقلانی شهروندان چیست؟ برای کشف حکم تکلیفی این مساله، ادلۀ فقهی به شیوه تحلیلی و استنباطی با هدف دست‌یابی به حکم تکلیفی نهاد حکومت و کمک به ارتقای توان تحلیل عقلانی مردم در جامعه دینی، مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد تربیت عقلانی از نگاه فقهی مورد اهتمام است و فراهم کردن شرایط برای رشد توانایی‌های عقلی مردم و توسعه فرهنگ تعقل در جامعه برای حاکم اسلامی مستحب است. آموزش حکمت و بهره‌گیری از آن در دعوت به دین، اصلاح و بیدار‌سازی عقول و نیز آشکار‌سازی گنجینه‌های عقلی مردم و رشد عقلی آنان در دو جنبه نظری و عملی برای حاکم اسلامی واجب است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکم تقلب در امتحانات در مراکز آموزشی و جعل مدرک تحصیلی از دیدگاه فقه تربیتی</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11727.html</link>
      <description>تقلب در امتحان و جعل مدرک تحصیلی، افزون&amp;amp;nbsp;بر آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی، نظام آموزشی را با چالش مواجه می‌‌‌سازد؛زیرا موجب تضعیف اعتماد عمومی به نظام آموزشی، کاهش کیفیت آموزش، سلب فرصت‌‌‌های برابر آموزشی و ممانعت از تحقق عدالت آموزشی در جامعه می‌‌‌شود؛ از این رو، یکی از اهداف مهم مراکز آموزشی، مقابله با جعل و تقلب است. یکی از راهکارهای مهم در این راستا، تبیین پیامدهای منفی و تعیین حکم شرعی جعل و تقلب است تا با ارائۀ بینش صحیح به متربیان و تقویت باورهای آنان، زمینه جعل و تقلب از میان برود. با این تبیین، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که بر تقلب و جعل مدرک تحصیلی چه احکامی تکلیفی و وضعی مترتب است؟ مقاله ر حاضر تلاش دارد با روش توصیفی و تحلیلی از خلال بررسی ادله قرآنی و روایی حکم تقلب در امتحان و جعل مدرک تحصیلی را استنباط نماید. نتایج از مهم پژوهش حاضر می‌توان به &amp;amp;laquo;شمول عنوان تقلب تحت عناوین فقهی &amp;amp;laquo;کذب، غش و تضییع حق الناس&amp;amp;raquo; و ترتب حرمت بر آن؛ حرمت جعل مدرک تحصیلی مستند به قاعدۀ حرمت اخلال به نظام؛ عدم جواز دریافت حقوق و مزایا با مدرک جعلی هرگاه مدرک، شرط عقد استخدام باشد&amp;amp;raquo; اشاره کرد. هرچند تقلب و جعل مدرک تحصیلی از دیدگاه اخلاقی، جامعه شناختی و روان‌شناسی تا حدودی مورد بررسی قرار گرفته است اما بررسی فقهی آن به شکل استدلالی کم‌تر مورد توجه بوده و در این رابطه محتوای قابل اعتنایی تولید نشده است از این رو، ورود به این مساله با رویکرد فقهی و تربیتی از نوآوری‌های مقاله پیش رو به شمار می‌رود.‌</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارکان تربیت ولایی از نظر فقه تربیتی با محوریت روایات «اولی‌ الناس»</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11728.html</link>
      <description>تربیت ولایی، مبتنی بر ولایت خداوند، انبیا- به ویژه پیامبر عظیم‌الشأن اسلام 6 - و امامان معصوم ( بر انسان است. غایت این تربیت، عبودیت پروردگار خواهد بود. عبارت &amp;amp;laquo;اولی‌ الناس&amp;amp;raquo; برگرفته از مفهوم ولایت است که می‌تواند در تبیین ارکان تربیت ولایی مؤثر باشد. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی در صدد پاسخ‌گویی به این پرسش است که از نظر فقه تربیتی، ارکان تربیت ولایی- با توجه‌ به روایات &amp;amp;laquo;اولی‌ الناس&amp;amp;raquo;- چگونه تبیین می‌شوند؟تحلیل محتوای روایات اولی‌ الناس، نشان می‌دهد که الله، پیامبر اسلام 6 و امامان معصوم ( در نظام تربیت ولایی، نسبت به &amp;amp;laquo;الناس، مؤمنین و امت&amp;amp;raquo;، مربی هستند و در این سلسله‌مراتب، &amp;amp;laquo;پیامبر اسلام 6 &amp;amp;nbsp;و امامان معصوم ( نسبت به الله&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;امام نسبت به امام پیش از خود و انبیای الهی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شیعیان امام علی% نسبت به ایشان و پیروان ابراهیم % نسبت به ایشان&amp;amp;raquo; متربی هستند. پیامبر و امام ( پس از پرورش و تربیت در دستگاه الهی، نسبت به درک و عرضۀ محتوای این تربیت مانند قرآن و سنت رسول‌الله 6 نیز &amp;amp;laquo;اولی‌ الناس&amp;amp;raquo; تلقی می‌شوند.‌</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزش حفاظت از حق بر هوای پاک از منظر فقه تربیتی</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11729.html</link>
      <description>در دنیای امروز، حفظ محیط زیست،&amp;amp;nbsp;به گونۀ عام و سلامت هوا، به گونۀ خاص، به مثابۀ حق همگانی، برای توسعه پایدار جوامع- به ویژه در کلان‌شهرها- از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به همین دلیل، در بسیاری از کشورها، سیاست‌گذاران و پژوهش‌گران در جست‌وجوی راهکارهایی موثر برای کاهش آلودگی هوا هستند. استفاده از ابزارهای فرهنگی و آموزشی برای ترویج فرهنگ حفاظت از هوای پاک، می‌تواند یکی از راهکارهای موثر&amp;amp;nbsp;(در کنار دیگر راه‌حل‌ها) در برون‌رفت از بحرانِ زیست محیطی باشد که از طریق آموزش، نگاه انسان‌ها نسبت به محیط زیست و عناصر حیاتی آن&amp;amp;nbsp;(مانند هوای پاک) تغییر پیدا کند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مبانی فقهی حفاظت از حق بر هوای پاک و یافتن ساز و کارهای آموزشی، برای نهادینه کردن دستاوردهای آن، با روش توصیفی &amp;amp;ndash; استنباطی، مجموعه ادلۀ فقهی را در این زمینه مورد بررسی قرار داده و به این نکته اذعان دارد که فقه تربیتی می‌تواند چارچوب آموزشی- تربیتی سامان یافته‌ای را برای نهادینه‌سازی فرهنگ حفاظت از هوای پاک فراهم آورد. نتایج فقهی پژوهش حاضر را می‌توان این گونه دسته‌بندی کرد:- الف) حکم ایجابی: به معنای وجوب محافظت از محیط زیست و هوای پاک؛- ب) حکم سلبی: حرمت تخریب و آلوده کردن محیط زیست و هوای پاک؛- ج) حکم وضعی: در صورت تخریب و آلوده کردن محیط زیست و هوای پاک، شخص ملزم به ضمان و پرداخت خسارت وارده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ابعاد تربیتی «قاعده درأ» و گزاره فقهی «حرمت سوء ظن» در کیفرزدایی از متهم؛ مطالعه تطبیقی در فقه امامیه و حقوق کیفری ایران</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_10564.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد تربیتی قاعدۀ فقهی &amp;amp;laquo;درأ&amp;amp;raquo; و گزارۀ فقهی &amp;amp;laquo;حرمت سوء&amp;amp;nbsp;ظن&amp;amp;raquo; در فرآیند کیفرزدایی از متهم براساس روش تحقیق تحلیلی &amp;amp;ndash; توصیفی سامان یافته است. قاعدۀ&amp;amp;nbsp;درأ، در باب حدود، به&amp;amp;nbsp;معنای تردید در مجرمیت متهم و بهره‌برداری از آن در جهت کیفرزدایی از وی تشریع شده است. از سوی دیگر، گزارۀ فقهی &amp;amp;laquo;حرمت سوء&amp;amp;nbsp;ظن و بدگمانی&amp;amp;raquo; به&amp;amp;nbsp;مثابۀ یک اصل تربتی- اخلاقی و فقهی، بر ممنوعیت گمان بد، نسبت به&amp;amp;nbsp;افراد تاکید دارد. این مطالعه با استفاده از منابع فقهی و حقوقی، به&amp;amp;nbsp;بررسی ابعاد تربیتی این دو مفهوم و نقش آن‌ها در کیفرزدایی از متهم می‌پردازد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که کیفرزدایی از متهم به واسطه قاعدۀ درأ، با حرمت بدگمانی در دفع مجازات از وی، هم‌پوشانی دارد؛ زیرا قاعدۀ&amp;amp;nbsp;درأ، و گزارۀ فقهی حرمت بدگمانی، افراد را از ایراد اتهام و ترور شخصیت دیگران به&amp;amp;nbsp;صرف شک و تردید منع می‌کند و نیز رویکرد هردو قاعده و گزارۀ فقهی که تأکید بر حفظ آبروی مؤمن است، هم‌سو است. همچنین یافته‌های این پژوهش می‌تواند در جهت اصلاح و بهبود فرآیندهای قضایی در کیفرزدایی از متهم، مورد استفاده قرار گیرد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر قاعدۀ لاضرر بر اصول و روش‌های تربیت</title>
      <link>http://mft.journals.miu.ac.ir/article_11730.html</link>
      <description>تأثیر قواعد فقهی بر نظام تربیت، یکی از موضوعات مورد توجه در پژوهش‌های تربیتی معاصر است. در میان این قواعد، قاعده &amp;amp;laquo;لاضرر&amp;amp;raquo;، نقش مهمی در تنظیم و جهت‌دهی به اصول و روشهای تربیت به عنوان دو عنصر کلیدی نظام تربیت دارد. این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی تأثیر قاعدۀ فقهی &amp;amp;laquo;لاضرر&amp;amp;raquo; در اصول و روش‌های تربیت، پرداخته است. یافته‌های پژوهش، بیانگر آن است که قاعده &amp;amp;laquo;لاضرر&amp;amp;raquo;، اصول تربیتی عدالت آموزشی، تعقل، عزتمندی، تدریج، توجه به تفاوت‌های فردی، مسامحت را، به عنوان تکلیف شرعی، الزام‌ آور می‌سازد. بر اساس این قاعده، توجه به فضای فیزیکی مدارس و دانشگاه‌ها و دقت در انتخاب مربیان، توجه به زمان و ساعات تحصیل، فراهم کردن زمینه برای پرسش‌های نقادانه به منظور رشد عقلانی متربی، رعایت عزتمندی و کرامت شخصیت متربی، تناسب فرایند تعلیم و تربیت با مراحل مختلف رشد متربی، شناسایی ظرفیت و توان هر&amp;amp;nbsp;یک از متربیان، به منظور تکلیف دادن در حد وسع، توسط مربیان و متولیان تربیت، واجب است. بر اساس قاعده &amp;amp;laquo;لاضرر&amp;amp;raquo;، در روشهای اصلاحی تربیت، تنبیه زبانی، و بدنی متربی، پیش از استفاده از روشهای عاطفی، ارشادی و اقناعی، جایز نیست و در صورت نیاز، در تنبیه زبانی، تمرکز بر خطای او و عدم تحقیر شخصیت او، واجب است و در تنبیه بدنی، رعایت حدود شرعی آن، واجب است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
